شيخ محمد جعفر امامى
10
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
نفرت و جدايى از آنها كند و نشان دهد كه از آنان به كلّى دست شسته است . « 1 » [ آزَر : ] « فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى » « آزَر » از مادّهء « موازرة » به معناى معاونت است . « 2 » [ آزفة : ] « أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الآزِفَةِ » « آزفة » از مادّهء « أزف » در لغت به معناى « نزديك » است ، و چه نامگذارى عجيبى است كه به جاى « يوم القيامة » ، « يوم الازفة » گفته شده ، تا بىخبران نگويند : هنوز تا قيامت ، زمان بسيار زيادى است ، فكر خود را مشغول قيامت نكنيد كه وعدهاى است نسيه ! « 3 » [ آسَفُونَا : ] « آسَفُونَا انْتَقَمْنَا » « آسَفُونَا » از مادّهء « اسَفْ » هم به معناى « اندوه » آمده و هم « غضب » ؛ همچنين به گفتهء « راغب » در « مفردات » گاه به « اندوه توأم با غضب » گفته مىشود ، و گاه به هر يك از اين دو جداگانه اطلاق مىگردد . چرا كه حقيقت آن هيجانى درونى است كه انسان را به انتقام دعوت مىكند ؛ هرگاه نسبت به زيردستان باشد ، در شكل غضب ظاهر مىشود و هر گاه نسبت به بالادستان باشد ، به صورت اندوه آشكار مىگردد . لذا وقتى از « ابن عباس » دربارهء « حزن » و « غضب » سؤال كردند ، گفت : ريشهء هر دو يكى است اما لفظ آن مختلف است . بعضى از مفسران ، « آسَفُونَا » را به معناى « آسَفُوا رُسُلَنَا » ( فرستادگان ما را محزون و غمگين ساختند ) تفسير كردهاند ؛ ولى اين تفسير ، بعيد به نظر مىرسد و ضرورتى براى چنين خلاف ظاهرى وجود ندارد . « 4 » [ آسِن : ] « فِيهَآ أَنْهَارٌ مِّنْ مَّآءٍ غَيْرِ آسِنٍ » « آسن » از مادّهء « أسِن » به معناى « بدبو » است . بنابراين « ماء غير آسن » يعنى آبى كه بر اثر طولِ ماندن ، يا غير آن بوى آن دگرگون نشده است . اين نخستين قسمت از نهرهاى بهشتى است كه در آن صرفاً آب زلال خوشبو و خوش طعم جارى است . « 5 » [ آصال : ] « بِالْغُدُوِّ وَ الآصالِ » « آصال » جمع « اصُل » ( بر وزن دهل ) و آن نيز جمع « اصيل » است كه از مادّهء « اصل » گرفته شده است كه به معناى عصر ، نزديك غروب و شبانگاه است از اين نظر كه اصل و پايهء شب محسوب مىشود . « 6 »
--> ( 1 ) . انبياء ، آيهء 109 ( ج 13 ، ص 575 ) ( 2 ) . فتح ، آيهء 29 ( ج 22 ، ص 127 ) ( 3 ) . مؤمن ، آيهء 18 ( ج 20 ، ص 78 ) ( 4 ) . زخرف ، آيهء 55 ( ج 21 ، ص 102 ) ( 5 ) . محمّد ، آيهء 15 ( ج 21 ، ص 459 ) ( 6 ) . اعراف ، آيهء 205 ( ج 7 ، ص 96 ) ؛ رعد ، آيهء 15 ( ج 10 ، ص 187 )